شیر کوچولوی ما شیر کوچولوی ما ، تا این لحظه: 16 سال و 28 روز سن داره

خاطرات کودکی شیرشاه

شال بافتن هیراد جونی برای زمستان

  میخوام شال گردن ببافم بذار فکر کنم کاموام چه رنگی باشه فهمیدم با آبی شروع کنم بهتره فکر کنم خوبه توش زرد هم بندازم قشنگتر میشه اگه چند رجش هم قرمز ببافم اینجوری شالگردنم قشنگترین شالگردنها میشه آفرین هیراد جونی  ...
18 آبان 1391

اولین عید نوروز من

اول اینکه امیدوارم که عید بزرگ غدیر به همه دوست جونیهای خوبم خیلی خیلی خوش گذشته باشه و کلی انرژی گرفته باشید     حالا بقیه خاطراتمو براتون میگم               عید نوروز ١٣٩٠ فرا رسید و این اولین عید نوروز من بود کلی   هم عیدی گرفتم اولین روزشو همگی رفتیم خونه خاله مادربزرگم که خانمی پیر ولی بینهایت مهربون و دوست داشتنیه تازه همه میدونند که منو هم یه جور دیگه عاشقونه دوست داره خب منم خیلی دوستش دارم اون روز خیلی خوش گذشت چون با وجود کلی بچه و نوه و نتیجه های خاله بزرگه جون همه توجه بزرگترها جلب به من بود آخه من اون روز ...
14 آبان 1391

بدون عنوان

       خورشيد چراغکي ز رخسار عليست مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست هرکس که فرستد به محمد صلوات همسايه ديوار به ديوار عليست ...
13 آبان 1391