بعد از به خانه امدن
سلام دوست جونیهای خوبم کنار پنجره هم دارم بارون زیبای پاییزی رو نگاه میکنم هم دارم مینویسم تا اونجایی گفته بودم رسیدیم خونه وزندگی در خانه اغاز شد همه میگن که گل پسرتون یعنی من از گروه بچه های خیلی خیلی اروم بودم چون هم شبها خوب میخوابیدم و همینکه گریه و بیقراریم هم خیلی خیلی کم بوده ولی بیرحمه...
روزیکه به دنیا امدم
یکشنبه 28 شهریور 89 حوالی ظهر بود که یه فرشته ناز ازاسمون کم شد و من با ٦٠٠/٣ کیلو وزن وقد ٥٠ سانتی پا روی زمین گذاشتم اولش کلی گریه وزاری کردم ولی به نتیجه ای نرسیدمو بعد مثل یه پیرمرد بداخلاق اخمهامو به هم کشدمو هیچی نگفتم حتی اولش شیر هم نمی خوردم فکر کنم قهر کرده بودم گهگاهی خودمو میزدم به خواب که کسی کاری به کارم نداشته باشه ولی کم کم خیلی گشنم شد و مجبوری باهاشون کنار اومدم...
شیرین زبانیهای کودکانه ام
از انجایی که من خیلی باهوشم اگه کلمه ای رو یاد گرفتم تقریبا از اول درست تلفظشون کردم البته خودمونیم اسمشونو نمیگفتم تا یادشون بگیرم . اینهایی رو هم که الان مینویسم بجز یکی دو تا شون همه رو دیگه درستشو میگم . آپ &nb...
عکسهای روز تولد 2 سالگی در اتلیه
بدون عنوان
جشنواره رمضان و سفره افطار اتلیه سها تو این جشنواره من با٣٣٥ رایی که دوستهای خوبمدادند نفر سوم شدم و از طرف اتلیه سها یه جایزه خوشگل به من دادند. مرسی اتلیه سها وخاله هدی جونم اینجوری شروع شد که روزاول مرداد امسال سال ١٣٩١ مصادف با اول رمضان برای شرکت در جشنواره عکس سفره افطار منو به اتلیه بردند . چندتایی عکس گرفتم تا یکیشو انتخاب کنیم . شما هم ببینید : ما هم اون عکس اخریه که سر سفره مثلا دارم افطارمو باز میکنم انتخاب کردیم . &nbs...
بدون عنوان
عکسهای بیس ت و پنج ماهگیم در اتلیه  ...
بدون عنوان
افتتاح ماجراهای وبلاگ من سلام به تمام دوست جونیهای خوب خودم این وبلاگ البته با یک ماه تاخیر به مناسبت هدیه تولد دو سالگیم درست شده,حالا من موندم چجوری شروع کنم چون کلی خاطره توی این 25 ماه دارم که دوست دارم همشون باکلی اب و تاب براتون تعریف کنم. راستی امروز صبح یک تماس سوپرایزی داشتم از خاله هدی جون دراتلیه سها که گفت عکس خوشگل منو گذاشتن صفحه اول سایت تازه قسمت نمونه عکسهای کودک هم دو تا از عکسهامو گذاشتن . خیلی ممنون خاله هدی جونم وعموی خوبم مرسی میخواید شما هم ببینید ! اگه واضح نیست لطفا زحمت رفتن به سایت اتلیه سها رو خودتون...
اولین ژستهای عکس من البته در جنینی
البته نمی دونم اینجا کوشم !!!! اینجا( ١٥ اردیبشت ١٣٨٩ ) دقیقا یه جنین چهارونیم ماهه هستم بنازم به قدرت خدا و بعد پیشرفت علم بشر ...
نویسنده :
عاشقش
21:48










