شیر کوچولوی ما شیر کوچولوی ما ، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه سن داره

خاطرات کودکی شیرشاه

یه بار دیگه مجسمه مروی البته با نمایی دیگر

 من یه بار دیگه رفتم کوچه مروی ولی اینبار با شجاعت تمام سریع به خواسته عمه جون لبیک گفتمو رفتم بالای مجسمه و عکس انداختم البته با بک گراندی متفاوت از دفعه قبل نمای پشت عکس چیزی نیست جز شمس العماره واقعا کاخ زیباییه من بازدید از خود کاخو اولین بار نوروز  همین امسال داشتم بعدا عکسهای اون موقع رو هم براتون میذارم اونموقع هم خیلی خوش گذشت چون همش من میدوئیدم و همه بدنبال من بگذریم حالا عکسهامو ببینید اونم با تیپ زمستونی ...
29 آبان 1391

یه رقم جالب تو سن و سال من

  سلام ثانیه ها گذشت و گذشت تا به امروز رسید یعنی سی ام آبان ١٣٩١ حوالی ساعت دو بعدازظهر که من یهو دیدم شدم یه فرشته کوچولوی ٢سال و ٢ ماه و ٢ روز ٢ ساعت و ٢دقیقه و ٢ ثانیه جالبه مگه نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!   البته عمه جون یادش بود وبهمین مناسبت هم یه کیک کوچولو برام گرفت تا این ثانیه ها با مزه شیرینتری بیادمان بماند ...
29 آبان 1391

مراسم کیک خوری البته لعنت خدا بر یزید باد

                                   امروز به من خیلی خوش گذشت چون فشفشه های روی کیکو خیلی دوست دارم وکلی هورا کشیدم وتازشم کادوهایی هم دریافت کردم که خیلی خوشگل بودن ...
29 آبان 1391